گاهی فکر می کنم تو را نمی توان بخشيد. بخشش خوب است ولی نه برای تو. دوستی ات را روی کولت بينداز و برو. ديگر جای هيچ حرفی نيست. فقط می خواهم نباشی.
چه لحظه باشكوهي ست وقتي با تمام وجود گفت .برو برو گم شو ديگهههههههههههههههههههههه ه . پايدار ومدام
Posted by: farhad at March 8, 2005 9:17 AMمن گرچه نمي توانم اين ادعا را ثابت كنم، اما ادعا مي كنم كه عمق اين چند جمله را مي فهم. اين حال من است در لحظه اكنون. موفق باشي.
Posted by: مندو at February 26, 2005 12:13 PMسلام . مطالب زيبائي بود و زيبا تر شدن اين نوشته ها به تازگي و طراوت يه احساس نيلوفري ست . در ضمن و قتي نارحتي چيزي ننويس وقتي آروم شدي در مورد ناراحتيت بنويس ... ..يادت باشه عشقو از كسي گدايي نكن اگه عشقي وجود داشته باشه خودش مياد اينقدر ساده كه حتي فكرشم وتنها چيزي كه عشق ميده..غمه وچيزي كه از آدما ميگيره آرامش .باور نميكني ؟ پس حتما عاشق نشدي.....! رنگ عشق هميشه برام خاكستري خواهد ماند....
Posted by: محسن at February 19, 2005 12:37 AM