September 16, 2004

گل قشنگم سپي

اين روزها دلم خيلی تنگ است، برای تو. برای سپی. کاش اين جا بودی تا گونه های هميشه گلگونت را می بوسيدم، مثل هميشه. يادت هست؟


عاشقانه دوستت دارم. بدون تو فقط گونه هايم خيس است و خيس. کاش زودتر برگردی. وقتی برگشتی می خواهم در آغوش بگيرمت و از دلتنگی خالی شوم.


کجايی سپی؟ دلم تنگ است.

Posted by mehregan at September 16, 2004 11:05 PM
Comments

مهرگان منتظر خبرای خوب هستم . بعد از امتحانت حتما خبرشو بده و البته شیرینی خانم دکتر

Posted by: امین at October 29, 2004 3:22 PM

چند وقت است غايبی مهرگان من؟

Posted by: هم‌سايه at October 26, 2004 12:55 AM

سلام مهرگان جان..چه عاشقانه ی قشنگی! سمت رو از وبلاگ آقای معروفی پیدا کردم و از کامنت ها متوجه شدم تولدت هم هست..بهت تبریک می گم:)

Posted by: زيتون at October 19, 2004 10:49 PM

salammm ghorbunet beram. dele manam barat ye alame tang shode. age beduuuuuuuniiiiiiiiiiiiiiiii., jat inja cheghad khaliye. nimeye gomshodeye man...
kheili duset daram. ghade tamume setarehaye assemun. miduni ke.
faghat migam
muchin
abtalebi
fanar
zereshk
dud
khande
waaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaa
wa chi?
wa inke duset daram
ta bad...
bye byeeeeee

Posted by: sepi at October 16, 2004 7:18 PM

سلام مهرگان
نمی دونم این یه متن ادبیه ، یا ثبت لحظه ای ناب از یک احساس . مثلا فوران احساس دوست داشتن . اگر دومی باشه باید عرض کنم که برای ثبت یه احساس احتیاج به کار بیشتری روی متنه که حد اقل بخش قابل تصور اون احساس از طریق کلمات به تصویر بیاد و مخاطب های وب لاگی شما بخشی از اون احساس رو ادراک کنند . البته ساده نوشتن و بی پیرایه کردن خودش اصلی مهم است اما کافی نیست . نمی دونم شاید من استعداد ادراک احساس ناب تورو از پس این کلمات ندارم .

Posted by: عمو عباس at October 14, 2004 10:50 AM

سلام
خيلي اتفاقي اومدم اينجا
نميدونم سپي كيه.به هر حال اميدوارم برگرده!
اينجا چجوري ميشه وبلاگ باز كرد؟

Posted by: amir at October 13, 2004 11:30 PM

با سلام
از خواندن مطالبتان بسيار خشنود شدم.
آرزو مي كنم به آزروهاي قشنگتان برسيد.
موفق باشي

Posted by: Hassan at October 13, 2004 5:42 PM

از اينكه دير تبريك مي گم ببخشيد . . .
تولدت مبارك :) ايام به كام . . .

Posted by: یاسمن at October 11, 2004 8:57 PM

سلام مهرگان عزيز و با احساس .... دلم برات تنگ شده بود دوباره اومدم ديدنت ... و خوشحالم كه ميبينم هنوز شعرات جذاب ... تولدت هم مبارك ... مواظب خودت باش گل نازنين...

Posted by: vahid at October 5, 2004 1:33 AM

نمي دونم چه جوري شروع كنم .ولي خيلي رو من تاثير گذاشت .اميدوارم بتونم صاحب اين قلم توانا رو يه روزي ببينم.

Posted by: سامی at October 2, 2004 3:27 PM

تولدت مبارک با ارزوي بسيار خوشي و سلامتي هميشه

Posted by: AZ at September 25, 2004 3:34 PM

***Bon anniversaire***
***Ich gratuliere ihnen ihre Geburtstag***

Posted by: sharipur at September 24, 2004 2:58 PM

تولدت مبارك مهرگان عزيز . اميدوارم سالهاي خوبي رو در كنار خانوادت با خوشي و سلامتي سپري كني

Posted by: golroo at September 24, 2004 2:04 PM

مهرگان عزيز!

تولدت مبارک. صد سال زنده باشی! مراقب خودت و دلت باش!

داريوش

Posted by: داريوش at September 22, 2004 9:44 PM

سلام عزيز
تولدت مبارک، تا روزشنبه لحظه شماری می کنم که بابا هم از مسافرت برگشته باشه تا جشن تولدت رو توی هدايت بگيريم. می دونم که برنامه ی مفصلی هم برای آن شب چيدی. از همين الان جای سپيده عزيز را هم خالی می کنم، دل من هم براش تنگه شده.

Posted by: پيام at September 22, 2004 6:10 PM

مهرگان عزيزم
تولدت مبارک

Posted by: جمشيد at September 22, 2004 11:27 AM

مهرگان زيبا و با احساس، از يادداشت ندا فهميدم که روز تولدت بوده است - بلاگ رولينگ عجب چيز خوبی است!- اينجا هم که آمدم يادداشت بابا گمانم را تاييد کرد. تولدت مبارک!

دوستار،
مهدی سيبستانی

Posted by: مهدی at September 22, 2004 2:00 AM

دختر گلم، مهرگان بزرگم، هميشه در روزهای تولدت احساس زندگی و بودن داشته ام. احساس غرور.
تولدت مبارک!

Posted by: عباس معروفی at September 22, 2004 1:00 AM

سلام دوست گلم ..خوبي ؟ چه متن زيبايي همش رو خوندم اشعاري كه نوشتي بسيار زيبا و خالصانه است ..هميشه شاد باشي ..بازی عشق به نهايت ، مستی ديدن تو /محو رخسار تو گشتن /همه در موج گلالود نگاهم آويخت /قدرت هضم گناه ،/به آسانی نوشيدن يك جرعه آب/همه آميخته شد در دل محتاج /ولی باز نديد/بارها اين سخن خام به تعبير خود از من بشنيدی /دل بی مايه عاشق همچنان محتاج است /اين چه رسميست ز تو /اين چه سريست ز مستان بلا ديده عشق /همه تحقير /همه تزوير وريا /همه در بهت كلامی كه تو در سخت ترين حال بيانش كردی /وای ،/هرگز نتوان يادی كرد /وصف حالش به نظر تلخ تر از لحظه مرگ /گفتنش سرد تر از بهمن برد /عشق بی مايه به سان هوس است /هوسی زود گذر، /هوسی زود گذر، همچو زمان خلوت /خلوتی بی حاصل ،/نفرت لحظه ای از رنگ و ريا /تو گرفتار دلی و دل تو در پی اين لحظه غم /(قاصدك)

Posted by: reza at September 21, 2004 9:22 AM

خيلی قشنگه که آدم ديوونه وار منتظر کسی باشه. کلی به آدم انگیزه ميده

Posted by: دوست at September 18, 2004 8:31 PM

امشبم ، ميون اين خاطره هاي سردم
ميرم من ، دنبال اون حادثه اي مي گردم
که نفهميدم و کي ، کجا ، تو رو ازم گرفت
دست ِ تو جدا شد و نگاهتو گم کردم ..

Posted by: golroo at September 17, 2004 5:33 PM