August 6, 2004

خواب

شب بود. داشتم در يک ميدانچه ی خلوت قدم می زدم. دختری لاغراندام با موهای بلند و قهوه ای لب پله های کليسای مربعی شکل نشسته بود.
تا چشمش به من افتاد، خيره نگاهم کرد و گفت: تو کسی هستی که خدا خيلی دوستت دارد. از خدا بخواه که ستاره ای به تو هديه کند.
به آسمان شب رنگ نگاه کردم و از خدا يک ستاره خواستم. همان لحظه آتش بازی عجيبی شد. ستاره ها در هم می رقصيدند و گاهی مثل چرخ و فلک دور هم می چرخيدند. ستاره قشنگ و طلايی رنگی پرواز کنان در قاب آسمان نقش گرفت. ميدانچه شلوغ شده بود و همه ستاره می خواستند ولی اتفاقی نمی افتاد.
دختر نگاهی به من کرد و لبخند زد. به ستاره اشاره کرد و گفت: حالا اين ستاره مال توست، می دانی خدا چقدر به تو نزديک است؟
وقتی از خواب بيدار شدم انگار هنوز آتش بازی ادامه داشت. لبخندی زدم و باخودم فکر کردم: تعبيرش چيست؟
نمی دانم. فقط می دانم يک ستاره ی زيبا در آسمان مال من است.

Posted by mehregan at August 6, 2004 6:33 PM
Comments

khoda be man ham ye setareh dade , man ham mesle to aval arezu kardam on ham be harfam gush kardo ye setareye khoshgelo naz be man dad hala man ham midunam ke khoda mano dust dare faghat farghe setareye man ba to ine ke setareye man ro zamine pishame harvaght negash mikonam tu delam az khoda tashakor mikonam ke hamchin setareye zibayi ro be man dad.

Posted by: soosk at August 8, 2004 3:35 PM

آن ستاره خود تو هستی، عزيزم، براي همه آسمان‌های تاريک.

Posted by: مسيحا at August 8, 2004 3:00 AM

ستاره تعبيرش آينده س. آينده از آن توست. فقط از آتش بازی نترس!

دوستار،
مهدی

Posted by: mehdi at August 7, 2004 6:02 PM

آره . . . دوستت راست مي گه خوش به حالت !

Posted by: ياسمن at August 7, 2004 1:17 PM

حالا ديگه هر شب نگاه می کنی به آسمون و می خندی مثل مسافر کوچولو . خوش به حالت

Posted by: دوست at August 7, 2004 11:50 AM

در حال حاضر مهم هم اینه که خودت میدونی . سرنوشت تعبیر واقعیشو خودش نشون میده اما فعلا ولش .

Posted by: At at August 7, 2004 12:54 AM

darhale hazer mohem ine ke khodet beduni harchi tabire vagheish bashe digeh mohem nist. sarnevesht khodesh tabirsh mikone amma felan velesh

Posted by: At at August 6, 2004 11:16 PM