زندگي را مي توان در آغوش گرمت پيدا کرد
همان آغوش مهربانت
که هميشه برايم غريب بود
تو اگر نباشي
من اين زندگي را مثل يک شمع
آب خواهم کرد
و در شعله هايش جان خواهم سپرد
اي عزيز دل من
باز به چشمانم نگاه کن!
از غم دوري تو
برق چشمان من خاموش شده
روزي که بيايي
نور خواهد آمد
برق چشمانم هم هست
که باز
چشم هاي غم آلود تو را ناز کند