اگر مي خواهي، نان را از من بگير
هوا را از من بگير
اما خنده ات را نه
با عرض سلام :
من نه شاعرم نه شعر شناس...
من نه عشق واقعي رو ديدم و نه عاشم ...
ولي احساس مي كنم كه يا خيلي عاشقي و يا خيلي
عاشق ديدي .
به هر حال من از سبك كارت خوشم مياد و البته دوست دارم كه بيشتر بشناسمت .
با بهترين آرزوها براي شاعري كه فقط از عشق و عاشقي مي نويسي ....
منتظر هستم ...
...
Posted by: ابی at January 5, 2004 1:32 PMعشق من، خنده تو
در تاريكترين لحظه ها مي شكفد
و اگر ديدي، به ناگاه
خون من بر سنگفرش خيابان جاري ست،
بخند ، زيرا خنده تو
براي دستان من
شمشيري است آخته.