December 24, 2003

دل بريده ام

فضاي اين شب تهي
چه بي تپش، چه بي صداست
براي من، که راهي ام
که تشنه ي رهاييم
رهايي از گذشته ها و رفته ها
جز اسم تو، جاري نشد هرگز به لب عبارتي
اما دريغ در حرف تو هرگز نبود صداقتي
تو راهي سپيده اي، خورشيد من نصيب تو
اما من از خورشيد و از سپيده دل بريده ام

Posted by mehregan at December 24, 2003 8:43 PM
Comments

سلام

Posted by: samira at August 15, 2004 1:43 AM

salam eesa

Posted by: asal18sy18_khorshd at July 6, 2004 11:15 PM

che sakht ast asheghe khorshd boodan,ama az sookhtan vaheme dashtan.

Posted by: negar at January 21, 2004 8:39 AM

نور از نور جدا نيست پس چگونه خورشيد را سپرده اي؟

Posted by: Toranj at December 26, 2003 11:39 AM

سلام.... شما دختر آقاي معروفي هستيد؟

Posted by: سايه at December 25, 2003 8:18 PM

سلام همسايه
آنچه كز او دل كنده اي خورشيد نبوده...!
شايد جلوه اي از او بوده است...
اگر روزي به حقيقت او برسي ديگر خورشيدي نيستي!
تو خورشيدي و خورشيد تو...
دل به اين سپيده و خورشيد دوروغين خوش مكن...
همچنان برو...
شايد بيابي اش...

Posted by: واحه غربت at December 25, 2003 8:14 AM