فضاي اين شب تهي
چه بي تپش، چه بي صداست
براي من، که راهي ام
که تشنه ي رهاييم
رهايي از گذشته ها و رفته ها
جز اسم تو، جاري نشد هرگز به لب عبارتي
اما دريغ در حرف تو هرگز نبود صداقتي
تو راهي سپيده اي، خورشيد من نصيب تو
اما من از خورشيد و از سپيده دل بريده ام
سلام
Posted by: samira at August 15, 2004 1:43 AMsalam eesa
Posted by: asal18sy18_khorshd at July 6, 2004 11:15 PMche sakht ast asheghe khorshd boodan,ama az sookhtan vaheme dashtan.
Posted by: negar at January 21, 2004 8:39 AMنور از نور جدا نيست پس چگونه خورشيد را سپرده اي؟
Posted by: Toranj at December 26, 2003 11:39 AMسلام.... شما دختر آقاي معروفي هستيد؟
Posted by: سايه at December 25, 2003 8:18 PMسلام همسايه
آنچه كز او دل كنده اي خورشيد نبوده...!
شايد جلوه اي از او بوده است...
اگر روزي به حقيقت او برسي ديگر خورشيدي نيستي!
تو خورشيدي و خورشيد تو...
دل به اين سپيده و خورشيد دوروغين خوش مكن...
همچنان برو...
شايد بيابي اش...