آري، ما غنچه ي يک خوابيم
غنچه ي خواب؟
آيا مي شکفيم؟
به تماشا چه کسي مي آيد؟
چه کسي ما را مي بويد؟
مردک بی زن!
وقاحت هم حدی دارد، و متاسفم که همه چيز را به دست يافتنی می پندارید. از وجد شما به رنج آمدم.
خداوند الهی شفات بده، یعنی اينکه زن بگيری!!
من زن ندارم شما اگه مایلید صحبتی بامن داشته باشید با ایمیل من تماس بگیرید و قرار بگزارید
خوشحال میشوم
من علی 23 اراک
زیبایی چو بنفشه تو مرا به وجد اورد
ما را نميدانم، اما تو در نظر من خواب يک غنچهای در سحرگاه بهاری.
Posted by: مسيحا at November 21, 2003 9:03 AMبراستي گذران عمر است كه به تماشا كردن و بوييدن ما مي آيد.
Posted by: alireza pooyaie at November 20, 2003 9:07 PM