July 21, 2003

رنگارنگ

.زير باران ايستادم و چرخي زدم. خورشيد به من چشمک مي زد
چشمم را بستم، همه جا سفيد شد.بار ديگر که چشمهايم را بستم، همه جا زرد شد.بار سوم نارنجي، بار چهارم قرمز،بار پنجم بنفش،بار ششم نيلي و بار هفتم سبز.
.چقدر به رنگين کمان نگاه کرده بودم

Posted by mehregan at July 21, 2003 11:23 PM
Comments

i hope u like it let it play ok
love u so allways

Posted by: farzan at February 16, 2004 1:51 PM

دختر تو که اين قدر قشنگ می‌نويسی، چرا کم می‌نويسی؟ سياست قطره‌چکانی در پيش گرفته‌ای؟

Posted by: دوست پراگی at July 23, 2003 12:37 AM

رنگين کمان..باران...خوش به حالت

Posted by: arian at July 22, 2003 12:36 AM